شيطوني

      
وبلاگ هاي مرامي
شيطون كوچولو
دانشجوي كامپيوتر آزاد قزوين ! متولد : ۲۶/۱/۶۲

-------------------------

Look into my eyes - you will see What you mean to me Search your heart - search your soul And when you find me there you'll search no more Don't tell me it's not worth tryin' for You can't tell me it's not worth dyin' for You know it's true Everything I do - I do it for you Look into my heart - you will find There's nothin' there to hide Take me as I am - take my life I would give it all I would sacrifice Don't tell me it's not worth fightin' for I can't help it there's nothin' I want more Ya know it's true Everything I do - I do it for you There's no love - like your love And no other - could give more love There's nowhere - unless you're there All the time - all the way Don't tell me it's not worth tryin' for I can't help it there's nothin' I want more I would fight for you - I'd lie for you Walk the wire for you - Ya I'd die for you Ya know it's true Everything I do - I do it for you
.
 

شيطون كوچولو                      

زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود

Monday, May 12, 2003

گفته بودم عاشقم !
ببینین جالبه !
~me~ at 10:49 AM

Sunday, May 04, 2003

من خیلی شوکه شدم ! خیلی ! خدا جـــونــــــــم مرسی برام سالم سالم نگهش داشتی ! اگه کوچکترین اتفاقی می افتاد من می مردم ها ! خدا جـــونــــــــم خیلی خوب و بزرگی خیلی دوست دارم ! مواظبش بودی , می دونستی که چقدر دوستش دارم ! حالا می شه دو تا خواهش دیگه هم بکنم ؟؟؟ می شه بهش کمک کنی روحیه اش رو بازسازی کنه ؟ می شه بهم کمک کنی الان که وقتشه بهش کمک کنم , براش مرهم باشم ! بازم می گم هزار بار هم می گم خدا جـــونــــــــم مرسی برام سالم سالم نگهش داشتی ! خدا جـــونــــــــم خیلی خوب و بزرگی خیلی دوست دارم ! ....... :(
~me~ at 5:24 AM

Wednesday, April 30, 2003

گاهی چرا هايی هست توی زندگی آدم که شايد نشه براش جواب درست حسابی پيدا کرد !که ساده ترينش اینه که چرا اگه يه عده بخوان برن يه تفریح و یا حتی ورزش ساده اون جور که دوست دارن نمی تونن برن !؟ چرا آدم آگه بخواد بعد قرنی بره یه جایی ، باید بشینه و کلی فکر کنه که اولا کجا بره که کمتر گیر بدن دوما کی بره که کمتر گير باشه ! سوما و چهارم و هزار کوفت و زهر و مار ! آخه من می خوام با ... ! هيچی نمی گم ! هر چی نگم بهتره ! عيبی داره من ... ؟ ای بابا ! اصلا حالا اينو بی خیال ! کلا گاهی محدوديت ها آدم رو تا مرز جنون می برن گاهی هم خیلی موثر واقع می شن ( باب تاثیر ، بابا ادبیات ، ... ) !
می گم می خوام با دم شیر بازی کنم ! می خوام یکی رو سر کار بذارم که اگه بفهمه منم روزگارم سیاه می شه ! سیاهِ سیاه !
می گم من چم شده امروز ؟ امروز یه حالت عجیبی دارم یه حالت دلتنگی ! بابا دیگه من خیلی پرو ام ! خوبه حالا همین دیروز بود ها ! چی کار کنم دلم کوچیک دیگه ! البته به موقع اش هم می شه به اندازه یه دنیا ! گاهی می گم اِ چه زود گذشت ! یعنی واقعا 6 ماه شد ؟ به این زودی ؟ خیلی زمان زود می گذره ! مثل برق و باد ! فعلا که سر حرف مون هستیم ! ایشالا همیشه همین جور باشیم ! بابا این چه طرز حرف زدنه ! بی خیال بشین !
دیروز مو همه رو سفید کردم ! همه رو عذاب دادم تا یه کفش خریدم ! روی اعصاب ها سوهان کشیدم از مغازه دارها بگیر تا دوستان ! ولی به خدا تقصیر من نبود ! ولی خدایش پیاده روی روی مغز آدم چه حالی داره !
~me~ at 1:37 PM

خیلی ببخشید ها ولی من خیلی عصبی و ناراحتم ! مردشور این محدودیت ها رو ببره !
~me~ at 2:53 AM

Tuesday, April 22, 2003

وای چقدر باروون می آد ! زیر باران باید رفت !! زیر باران باید نازه شد ! رنگ روح زندگی گرفت !
~me~ at 2:33 AM

Saturday, April 19, 2003

مي گم خيلي خوش مي گذره ! ولي از يه طرف درسهام مونده !‌من چي كار كنم ! از امروز ديگه شروع مي كنم ! قـــــــــــــول مي دم بچه خوبي بشم !
~me~ at 2:27 AM

Tuesday, April 15, 2003

من امتحان رانندگی قبول شدم ! :)
~me~ at 11:03 PM

Monday, April 14, 2003

تولدم مبارک ! ايشالا صد سال زنده باشم ! ايشالا !
~me~ at 9:31 PM

Friday, April 11, 2003

الان احتمالا تو گلوي من و ساقي پره سوسكه ! و در چند روز آينده پيش بيني مي شودكه من و ساقي و نانا ، سرطان بايگونيسم بگيريم ! دارم جيغ مي زنم ” ســـــــــــــــــــــــوسك “ حالابعد ار كلي و ادا و اطوار و زاويه چشم كه ساقي اومده ، بايگون گرفته دستش جيـــــــــــغ ها مي كشه ” من نمي تونـــــــــــــم “ اتگار مي خواد بمب خنثي كنه ! من هم درحالي كه وسايل رو اززمين برداشته بودم پاهامو رو هوا با تمام قدرت نگه داشته بودم !
~me~ at 10:11 AM

Tuesday, April 08, 2003

امروز بالاخره يواش يواش یه شمه هايی از درس خوندن رو اومدم ! البته فعلا پاکنویس ! اِ ! تا جمعه 18 تا مسئله مدار منطقی دارم هنوز شروع نکردم به خوندن ! تازه فردا کتاب می خرم ! پنج شنبه هم قزوين از 11-3 و 4:30 - 7:30 کلاس دارم ( معادلات و ذخيره و بازيابی اطلاعات ) ! من چی کار کنم آخه !:((
~me~ at 1:41 PM

بالاخره اين اسباب کشی خونه قزوينمون تموم شد ! کلی سخت بود ولی در عين حال خنده دار ! يه چيزی ! بالاخره پارک دوبله ياد گرفتم:) ! ولی من که قزوینم از پنج شنبه تا دوشنبه هفته ديگه امتحان می دم ! ! از امروز می خوام شروع کنم درس بخونم ! تا حالا هيچی نخوندم :(( !
~me~ at 4:53 AM

Friday, April 04, 2003

یه تریپ بیام !
حالا من مستم , تو مستی , دستتو بذار تو دستم ! امشب با جام می دست و پای غم رو بستم !
~me~ at 7:08 AM

Thursday, April 03, 2003

دیروز خیلی خوش گذشت ! می تونم بگم واقعا روز خیلی خوبی بود ! فردا هم که قزوین و روز از نو روزی از نو ! این تعطیلات هم بالاخره تموم شد ! این نیز بگذشت ! راستی فردا میریم خونه جدید ! چشم روشنی یادتون نره !:))
~me~ at 11:06 PM

Wednesday, April 02, 2003

سیزده به در مبارک ! من که هنور نرفتم سبزه گره بزنم ! ا دیدی چی شد ؟ باید برم تا شب نشده ! هر چی باشه ما هم یه آرزو هایی داریم ! :)) اصلا این جوری خوب نیست ! می ذارم فردا گره می زنم ! آخه فردا اگه آسمون جون بذاره قرار کوه داریم ! همون جا هم گره می زنیم , کی به کیه !! اگه جواب گرفتم بهتون می گم !:)) می گم چه زود گذشت ! 13 روز از سال 82 !! وای شب برای بار دوم می خوام برم فیلم " خانه ای روی آب " ! اصلا هم خوشم نمی آد ولی یه اکیپن, منم می رم ! حالا افتخار می دم !:))

~me~ at 6:13 AM